باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

پروانه بنفش و زنبور زرد کوچولو

یکی بود یکی نبود تو ی یه روز قشنگ که آسمون آبی بود یه پروانه بنفش زیبا بود با یه زنبور زرد کوچولو که میخواستن پرواز کنن پروانه برای اینکه سرش نره تو ابرا گردنشو کج کرد و زنبور شیطون هم بالشو چنگ زده بود یه خانم عکاس هم وایسا بود بالا سرشون تا ازشون عکس بگیره که نتیجه اش شد عکسهای زیر این زنبور کوچولو همه ی عکسا رو خنده دار کرده پروانه خانم دیگه عصبانی شده از دست این وروجک خلاصه اینکه بهترین عکس این زنبور کوچولو این شد اینجا هم خانم خوش ذوق عکاس چه بالنی و چه پرنده ای درست کرده نتیجه این که وروجک از تو بالن پرید بیرون ...
17 تير 1393

شهر توپها

دیروز رفته بودیم خرید تو فروشگاه برات یه توپ خریدم چون توپ قبلیت طبق معمول خیلی زود کم باد شد (بدلیل کیفیت بالای جنسهای کشور دوست و همسایه کمی اونورترمون چین ) و خیلی زود کوچیک و کوچیکتر شد و من انداختمش دور دیشب در حالیکه داشتی میخوابیدی : مامان توپ قبلیم چی شد من: کم باد شد و رفت تو شهر توپها شما : چطوری رفت من : شوتش کردم تو شهر توپها شما : حالا مامان داری راست میگی یا همینطوری میگی من : نه کم باد شد انداختمش دور دوست داری راستشو بهت بگم یا همون شهر توپها بهتره شما : همون شهر توپها بهتره پس این حرفتو پاک میکنم و با حالت پاک کردن تخته سیاه دستت رو بردی جلوی صورتت و خاطره دور انداختن توپتو پاک کردی و...
17 تير 1393
1